ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شوهر
(هَ) [ اوس. ] (اِ.) مردی که با زنی ازدواج کند، مرد زن دار، شوی، زوج.
شووینیسم
(شُ وِ) [ فر. ] (اِمص.) قوم پرستی افراطی. این عنوان از نام نیکولا شوون یکی از سربازان بسیار وفادار ناپلئون گرفته شدهاست.
شوک
(شُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ضربه، تکان شدید.
۲- حالتی ناگهانی که به شخص عارض شود و قوای او رو به ضعف گذارد.
شوک
(شَ) [ ع. ] (اِ.) خار.
شوکا
(اِ.) کوچک ترین گوزن ایران از راسته جفت سمان دارای کفل سفید و دم کوتاه.
شوکت
(شَ کَ) [ ع. شوکه ] (اِمص.) بزرگواری، جاه و جلال.
شوکران
(شُ کَ) (اِ.) گیاهی است که مسمومیت حاصل از عصاره گیاه مزبور عوارض شدیدی را در انسان تولید میکند.
شوکه
(شُ کِّ) [ فر. ] (ص.) دچار شوک شده.
شوی
[ په. ] (اِ.) شوهر.
شوی
(اِ.) گوشت کباب کرده، گوشت بریان.
شوی
(شَ) (اِ.) پیراهن.
شوی دیده
(دِ) (ص مر.) زنِ بیوه.
شوید
(ش) (اِ.) = شبت. شود. شویت. شبث: گیاهی است از تیره چتریان و یکساله، ساقه -هایش راست و سبز رنگ و دارای برگهای ریز بریده وگلهای چتری زردرنگ و تخم -های ریز. از جمله سبزیهای خوردنی است.
شپ پوش
(شَ) (اِمر.) = شب پوش:
۱- کلاه و طاقیه.
۲- بالاپوش.
۳- لحاف.
شپش
(ش پِ) [ په. ] (اِ.) = اشپش: حشرهای از راسته نیم بالان که به علت زندگی انگلی فاقد بال شده و حامل میکروب برخی از امراض از قبایل تب زرد و تیفوس و غیره میباشد. دو نوع شپش ...
شپلاقی کردن
(شَ پَ. کَ دَ) (مص م.) (عا.) بسیار کتک زدن.
شپلق
(شَ پَ لَ) (اِ.) شاپلاق، سیلی، سیلی صدادار.
شپلیدن
(ش پِ دَ) (مص ل.)
۱- سوت زدن.
۲- شیفته شدن.
شپوختن
(ش تَ) (مص م.)پاشیدن، افشاندن.
شپیختن
(ش تَ) نک شپوختن.