ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

شیدایی

(شَ) (حامص.)
۱- شیفتگی.
۲- دیوانگی.
۳- عاشقی.

شیذر

(ش ذَ) (اِ.) = شیذیر: خدای تعالی.

شیر

[ په. ] (اِ.) مایعی سفید رنگ و مغذی با طعم شیرین که از پستان‌های پستانداران ماده پس از زایمان ترشح می‌شود. ؛~ پاک خورده کنایه از: اصیل و با اصل و نسب، با حسن نیت و خوش ...

شیر

[ په. ] (اِ.)
۱- پستانداری است وحشی و گوشت خوار از راسته گربه سانان که بسیار نیرومند و چابک است. نر آن یال دارد.
۲- (عا.) موفق، پیروز. ؛ ~ بچه کنایه از آن که با وجود جوانی ...

شیر

(اِ.) ابزاری فلزی که به لوله‌های گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل می‌کنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دسته دایره‌ای شکل.

شیر تو شیر

(ق مر.) (عا.) هرج و مرج، بلبشو.

شیر شدن

(شُ دَ) (مص ل.) (عا.) دلیر شدن.

شیرابه

(بِ یا بَ) (اِ.)
۱- مایعی که در ساقه بعضی از گیاهان وجود دارد و گاهی بیرون می‌تراود.
۲- شیره خشخاش.

شیرازه

(زَ) (اِ.) ته بندی کتاب، عطف.

شیراوژن

(اَ یا اُ ژَ) (ص فا.) شیرافگن.

شیربا

(اِمر.) شیربرنج.

شیربرنج

(بِ رِ) (اِمر.)
۱- شیربا، خوراکی که با شیر و برنج درست کنند.
۲- کنایه از: کسی که رنگ پوستش زیاد سفید باشد.

شیربها

(بَ) (اِمر.) پول یا چیز دیگر که داماد در وقت ازدواج به پدر و مادر عروس دهد.

شیرجه

(جِ) (اِمر.) پرش از جایی مرتفع در آب.

شیرخشت

(خِ) (اِمر.) شیره و صمغی است که از گیاهی در کوه‌های البرز و خراسان می‌روید تراوش می‌کند، طعمش شیرین و دارای قند و نشاسته و سقز است، در طب به عنوان ملین و مسهل به کار می‌رود.

شیرخوارگاه

(خا) (اِمر.) مؤسسه‌ای که در آن از کودکان شیرخوار و بی سرپرست مراقبت می‌کنند.

شیردان

(اِمر.) شکنبه بره و بزغاله و گوسفند.

شیردل

(دِ) (اِمر.) شجاع، دلیر، دلاور.

شیرزده

(زَ دَ یا دِ) (ص مر. اِمر.) کودکی که به هنگام شیرخوارگی کم شیر خورده لاغر و نزار شده باشد. ج. شیرزدگان.

شیرزن

(زَ) (ص مر.) زن دلیر و بی باک.