ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
شیرینی خوردن
(خُ دَ) (اِمر.) (عا.) زنی را برای مردی نامزد کردن.
شیرینی فروشی
(اِمر.) مغازه قنادی، دکان فروش شیرینی.
شیز
(اِ.)
۱- آبنوس.
۲- کمان.
شیزوفرنی
(زُ فِ) [ فر. ] (اِ.) نک اسکیزوفرنی.
شیشلیک
(اِ.)کباب معمولاً از گوشت گوسفند یا گاو به صورت قطعههای نازک ساطوری.
شیشه
(ش) (اِ.) جسمی است شفاف وشکننده و بی شکل که از ذوب کردن سیلیکات به دست میآید.
شیشه باز
(~.) (ص فا.) = شیشه بازنده:
۱- (کن.) محیل، حیله گر، دغاباز.
۲- آن که با گوی و ساغر شعبده بازی کند.
۳- آفتاب.
شیشه بر
(~. بُ)
۱- (ص فا.) آن که کارش بریدن شیشه و نصب آن در پنجره یا در است.
۲- (اِ.) ابزار بریدن شیشه.
شیشه گر
(~. گَ) (ص شغل.) کسی که آلات و ادواتی از شیشه درست کند.
شیشک
(شَ) (اِ.) گوسفند شش ماهه یا یک ساله.
شیشک
(~.) (اِ.) = شیشاک: رباب چهار تار.
شیشکی
(شَ) (اِ.) (عا.) صدایی است که برای مسخره کردن کسی از دهن برآورند.
شیطان
(شَ یا ش) [ ع. ] (اِ.)
۱- دیو، اهریمن.
۲- نافرمان.
۳- شرور. ؛ ~ را درس دادن بسیار حیله گر بودن.
شیطانی
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)
۱- شیطنت.
۲- سرکشی.
۳- شرارت.
شیطنت
(شَ یا ش طَ نَ) [ ع. شیطنه ]
۱- شیطانی.
۲- بازی و جنب و جوش که موجب آزار دیگران شود.
شیعه
(عَ یا عِ) [ ع. شیعه ] (اِ.)
۱- فرقه، گروه.
۲- گروهی از مسلمانان که به امامت امام علی (ع) و فرزندان او معتقدند.
شیفت
[ انگ. ] (اِ.) نوبتهای زمانی معین برای کار در طول شبانه روز، نوبت. (فره).
شیفتن
(تَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- دلباخته شدن، عاشق شدن.۲ - آشفته شدن.
۳- حیران شدن.
شیفته
(تَ یا تِ)(ص مف.)
۱- عاشق.
۲- آشفته.
۳- حیران.
شیفتگی
(تَ یا تِ) (حامص.)
۱- دلباختگی، عاشقی.
۲- آشفتگی.