ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

ط

(حر.) نوزدهمین حرف از الفبای فارسی برابر با عدد ۹ در حساب ابجد.

طاباق

[ معر. ] (اِ.) = طابق:
۱- ظرف آهنی مدور که بر آن نان پزند، تابه.
۲- خشت پخته بزرگ، آجر بزرگ.

طابع

(بِ) [ ع. ]
۱- (اِ.) سر ش ت، نهاد.
۲- (اِفا.) مهرزن.
۳- چاپ کننده، طبع کننده. ج. طابعین.

طابور

[ تر. ] (اِ.)
۱- صف، فوج.
۲- کتیبه.

طاحونه

(نَ یا نِ) [ ع. طاحونه ] (اِ.) آسیا، آس آب. ج. طواحین.

طار

(اِ.) داریه زنگی.

طارف

(رِ) [ ع. ] (اِ.) مال نو، مال تازه.

طارق

(رِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- راه رونده در شب.
۲- مجازاً: دزد، فالگیر.
۳- ستاره صبح.

طارم

(رَ) [ معر. ] (اِ.) تارم ؛ خرگاه، سراپرده.

طارمی

(~.) (ص نسب.)
۱- نرده چوبی یا آهنی که اطراف محوطه یا باغی نصب کنند.
۲- دست انداز.

طارونی

(ص نسب.) نوعی جامه ابریشمی تیره گون.

طاری

[ ع. ] (اِفا.)
۱- آینده.
۲- ناگاه در آینده.
۳- ناگاه روی داده، عارض.
۴- گذرنده غیر - مقیم.

طاس

[ معر. ] (اِ.)
۱- طشت بزرگ.
۲- ظرفی که در حمام برای استفاده از آب به کار برند.
۳- پیاله، ساغر.
۴- آویزه‌های طلا یا نقره که بر علم آویزند.

طاس

(ص.) سَر بی مو.

طاس

(اِ.) مهره‌ای مکعب شکل که بر هر یک از شش طرف آن اعداد از یک تا شش نوشته شده‌است که در بازی نرد از آن استفاده می‌کنند.

طاس پلو

(پُ لُ) (اِمر.) قسمی پلو. طرز تهیه آن چنین است که گوشت را ریزه ریزه کرده با دنبه و پیاز و قدری روغن هم داغ کرده در میان باطیه نازک گذارده، سرش را بسته و در وقت چلو دم کردن ...

طاس کباب

(کَ) (اِمر.) نوعی خوراک و آن کبابی است که در طاس (ظرف مسی) پخته شود و سیب زمینی، به، هویج، آلو و سبزی‌های دیگر هم در آن داخل کنند و آن انواع مختلف دارد.

طاسباز

(ص فا.)
۱- قمارباز.
۲- حقه باز، شعبده باز.

طاعات

[ ع. ] (اِ.) جِ طاعت ؛ بندگی‌ها، عبادات.

طاعت

(عَ) [ ع. طاعه ]
۱- (مص م.) فرمانبرداری کردن.۲ - عبادت کردن.۳ - (اِمص.) فرمانبرداری.
۴- عبادت.