ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
طاقی
(حامص.) طاق بودن، مفرد بودن.
طاقی
(اِ. ص نسب.) نوعی کلاه که به صورت طاق است.
طاقین
(قِ) (ص نسب. اِ.)
۱- نوعی کلاه، طاقی.
۲- قبای دوتایی.
طاقیه
(یِ) (اِ.) نوعی کلاه بلند مخروط شبیه به کلاه درویشان.
طالب
(لِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- جوینده، خواهان.
۲- دانشجوی علوم دینی ؛ ج. طلاب.
طالبی
(لِ) [ ع. ] (اِ.) نوعی خربزه پیش رس و شیرین و لطیف که قسمت خوراکی آن زرد یا سبز است.
طالح
(لِ) [ ع. ] (اِفا.) مرد بدکردار، تبهکار.
طالسان
(لِ) (اِ.) نک طیلسان.
طالع
(لِ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) طلوع کننده.
۲- (اِ.) بخت، اقبال.
طالع بین
(~.) [ ع - فا. ] (ص فا.) فالگیر.
طالع ور
(~. وَ) [ ع - فا. ] (ص مر.)خوشبخت.
طالع گیری
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) طالع - بینی.
طامات
(مّ) [ ع. ] (اِ.) جِ طامه ؛
۱- بلاهای بزرگ، مصیبت عظیم.
۲- سخنهای پریشان.
۳- احادیث و حکایات اختراعی.
طامح
(مِ) [ ع. ] (ص.)
۱- زن نافرمان.
۲- زن چشم چران.
۳- خوب و عالی از هر چیز.
طامع
(مِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- آزمند، حریص.
۲- امیدوار.
طامه
(مِّ) [ ع. طامه ] (اِ.)
۱- بلای بزرگ.
۲- روز قیامت.
طاهر
(هِ) [ ع. ] (ص.)
۱- پاک، پاکیزه.
۲- از نامهای خداوند.
طاهره
(هِ رِ یا رَ) [ ع. طاهره ] (اِفا. ص.) مؤنث طاهر، زن پاک از پلیدی و عیوب.
طاووس
[ معر. ] (اِ.) = طاوس: مرغی است از نوع ماکیان که پرهای زیبا دارد به ویژه نر آن که دُم چتری بسیار زیبایی دارد. پاهای این مرغ زیبا نیست که بر اساس برخی از افسانهها ابلیس به صورت ماری ...
طاووسی
[ معر - فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به طاوس.
۲- سبز زرین، سبز دینارگون.
۳- آن که به چند رنگ زند.
۴- نوعی جامه رنگین.