ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
طنز
(طَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) ریشخند کردن، مسخره کردن.
۲- طعنه زدن.
۳- (اِمص.) طعنه.
۴- (اِ.) ناز و کرشمه.
۵- عملی که جنبههای نادرست یا ناروای پدیدهای را مورد مسخره قرار میدهد و هدف آن اصلاح است. (اعم از شعر، نثر و ...
طنطنه
(طَ طَ نِ) [ ع. طنطنه ]
۱- (مص م.) به صدا درآوردنِ طشت، زنگ و مانند آن.
۲- (اِ.) صدای رود، طنبور و مانند آن.
۳- آوازه، کّر و فر.
طنفسه
(طَ فَ س ِ یا سَ) [ ع. طنفسه ] (اِ.)
۱- بوریا مانندی از شاخه خرما، زیلو، فرش.
۲- نهالی، تشک.
۳- جامه. ج. طنافس.
طنفسه
(~.) [ ع. طنفسه ] (مص ل.) زشت - خوی گ ردیدن پس از نیک خویی.
طنین
(طَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بانگ کردن مگس، ناقوس و...
۲- (اِ.) بانگ، صدا.
۳- نوسانات فرعی صدا، پژواک.
طهارت
(طَ رَ) [ ع. طهاره ]
۱- (مص ل.) پاک گردیدن.
۲- غسل کردن، وضو گرفتن.
۳- (اِ مص.) پاکی.
طهارت کردن
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) پاک کردن، شستن اندامی که کثیف باشد.
طهارت گرفتن
(~. گِ رِ تَ) [ ع - فا. ] (مص م.) (عا.) شستشوی پس از دفع ادرار یا مدفوع.
طهر
(طُ هْ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پاک شدن.
۲- پاک شدن زن از حیض.
۳- (اِمص.) پاکی.
طهور
(طَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) طهارت کردن.
۲- (ص.) آن چه که با آن طهارت کنند.
طو
[ تر. ] (اِ.) ضیافت، جشن.
طواحن
(طَ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ طاحنه ؛ دندانهای آسیا.
طوارف
(طَ رِ) [ ع. ] (ص. اِ.)
۱- جِ طارف.
۲- چشمها.
۳- خیمهها و خرگاههای دامن واکرده جهت نگریستن ماوراء آن.
۴- ددان که شکار را بربایند.
طواشی
(طَ) [ ع. ] (ص.)
۱- اخته، خایه کشیده.
۲- خواجه سرا.
طواغی
(طَ) [ ع. ] (ص.) جِ طاغیه ؛ گستاخان، سرکشان.
طواف
(طَ وّ) [ ع. ] (ص.)
۱- بسیار طوف کننده.
۲- خادمی که به مهربانی و عنایت خدمت کند.
۳- در فارسی: دوره گرد.
۴- عسس.
۵- دزد، راهزن.
طواف
(طَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گرد چیزی گشتن.
۲- دور خانه خدا گشتن.
۳- (اِمص.) گردش، دور.
طواف کردن
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) گرد چیزی گشتن، دور زدن.
طوال
(طَ وّ) [ ع. ] (ص.) بسیار دراز.
طوایف
(یِ) [ ع. طوائف ] (اِ.) جِ طایفه.