ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
طوبی
(با) [ ع. ] (ص.) مؤنث اطیب. پاکیزه، پاکیزه تر.
طوبی
(~.) [ معر. ] (اِ.)
۱- خیر و خوشی، سعادت.
۲- بهشت.
۳- نام درختی در بهشت.
طور
(طَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نوع، صنف.
۲- حالت، چگونگی.
۳- حد، اندازه.
طور
[ معر. ] (اِ.) دام.
طورانی
[ ع. ]
۱- (ص.) وحشی (مرغ، کبوتر، مردم).
۲- (اِ.) کسی، احدی.
طوزغو
[ تر. ] (اِ.) طعامی که پیشکش خویشاوندان و بزرگان کنند.
طوزلق
(لُ) [ تر. ] (اِ.) خوراکی است که انواع مختلف دارد.
طوطی
(اِ.) پرندهای از راسته طوطیان، دارای پرهای سبز و زرد و قرمز و زبان گوشتی و منقار خمیده و قوی که میتواند اصوات را تقلید کند.
طوطی خط
(خَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) کنایه از: جوانی که تازه مو بر صورتش روییده.
طوطی مقال
(مَ) [ فا - ع. ] (ص مر.) کنایه از: خوش سخن، فصیح.
طوطی وار
(ص مر.) بی اندیشه و بدون تعقل به آموختن یا از بر کردن مطالب اکتفا کردن.
طوع
(طُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فرمان بردن.
۲- (اِمص.) فرمانبرداری.
طوف
(طُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گرد چیزی گشتن.
۲- (اِمص.) گردش، گشت.
طوفان
[ معر. ] (اِ.)
۱- باران فراوان و شدید.
۲- باد سخت.
۳- هر چیز شدید و بسیار.
طوق
(طُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- گردن بند
۲- هر آن چه که گرداگرد چیزی را فرا گیرد.
۳- خطی بر گرد گردن پرندگان مانند کبوتر و قُمری. ؛~ لعنت به گردن کسی انداختن او را گرفتار زحمت و ناراحتی ...
طوق بردن
(طُ. بُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) آن است که مبارزان هنرمند بر سر نیزه یا مناره حلقهای نصب میکردند و از دور تیر میانداختند پس هر که تیرش از حلقه میگذشت آن حلقه مال وی ...
طوقه
(طُ قِ) [ ع. طوقه ] (اِ.)
۱- حلقه.
۲- حلقه فلزی چرخ دوچرخه یا موتورسیکلت که لاستیک روی آن قرار میگیرد.
۳- بخش زیرین چاه که دارای قطر و گشادی بیشتر است.
طول
(طَ یا طُ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- زیادت، فزونی.
۲- علو.
۳- وسعت، فراخی.
۴- قدرت، توانگری.
طول
[ ع. ]
۱- (مص ل.) دراز شدن، مدت دار شدن.
۲- (اِمص.) درازی.
طول
(~.) [ ع. ] (مص ل.)
۱- منت نهادن بر کسی.
۲- فزونی جستن بر کسی.
۳- احسان کردن.