ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ظلم
(ظُ لَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ظلمت ؛ تاریکیها.
ظلماء
(ظَ) [ ع. ] (اِ.) تاریکی، ظلمت.
ظلمات
(ظُ لَ یا لُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ظلمت ؛ تاریکیها.
ظلمانی
(ظُ) [ ع. ] (ص نسب.) تیره، تاریک.
ظلمت
(ظُ مَ) [ ع. ظلمه ] (اِ.) تاریکی، ج. ظلمات.
ظلمه
(ظَ لَ مِ یا مَ) [ ع. ظلمه ~] (ص. اِ.) جِ ظالم، ؛ ستمکاران.
ظلوف
(ظُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ظلف ؛ سمهای شکافته.
ظلول
(ظُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ظل ؛ سایهها.
ظلوم
(ظَ) [ ع. ] (ص.) بسیار ستمکار.
ظلیح
(ظَ لِ) [ ع. ] (ص.) چابک.
ظلیل
(ظَ) [ ع. ] (ص.) جای سایه دار.
ظلیم
(~.) [ ع. ] (ص.)
۱- مظلوم، ستمدیده.
۲- بسیار ستمگر.
ظلیم
(ظَ) [ ع. ] (اِ.) شترمرغ نر.
ظلیمه
(ظَ مَ یا مِ) [ ع. ظلیمه ] (اِ.) دادخواهی.
ظماء
(ظَ) [ ع. ] (مص ل.) تشنه شدن، سخت تشنه گردیدن.
ظن
(ظَ نّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گمان بردن.
۲- متهم کردن.
۳- (اِ.) گمان، حدس. ج. ظنون.
ظنون
(ظَ) [ ع. ] (ص.)
۱- مرد بدگمان.
۲- مرد سست و ضعیف که نتوان بدو اعتماد کرد.
ظنون
(ظُ) [ ع. ] (اِ.) جِ ظن ؛گمانها، پنداشتها.
ظنین
(ظَ) [ ع. ] (ص.)
۱- مورد اتهام واقع شده.
۲- بدگمان نسبت به دیگران.
ظهار
(ض ِ) [ ع. ] (مص ل.) با زن خود صیغه بیزاری ذیل را گفتن: «انت علی کظهرامی» یعنی چنان که مادر بر من حرام است تو نیز از این پس چنانی. در این حال زن بدو حرام میشود ...