ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

علی البدل

(عَ لَ لْ بَ دَ) [ ازع. ] (ص مر.) کسی که در کمیته یا هیأتی جانشین دیگری گردد، جانشین.

علی الحساب

(عَ لَ لْ. حِ) [ ازع. ] (ق مر.) به صورت بخشی از پرداخت یا دریافت بدهی، مزد و مانند.

علی الخصوص

(~. خُ) [ ازع. ] (ق مر.) به ویژه، مخصوصاً.

علی الدوام

(عَ لَ. دَُ) [ ازع. ] (ق مر.) همیشه، پیوسته.

علی السویه

(~. سَُ یَ) [ ازع. ] (ق مر.)
۱- مساوی، برابر.
۲- بی تفاوت.

علی الطلوع

(عَ لَ لْ طُ) (ق.) برگرفته شده از عربی: سپیده دم.

علی الظاهر

(~. هِ) [ ازع. ] (ق مر.) برحسب ظاهر، به صورت.

علی القاعده

(~. عِ دِ) [ ع. ] (ق مر.) بر - حسب ماعِده.

علی الله

(~. لا) (ق مر.) گرفته شده از عربی به معنای
۱- پناه بر خدا، توکل به خدا.
۲- (عا.) هرچه باداباد.

علی اللهی

(~.) (اِ.) فرقه‌ای که خدا را با نام علی خواند.

علی ای حال

(عَ لا اَ یِّ) [ ع. ] (ق مر.) به هر حال، به هر تقدیر.

علی حده

(عَ لا. حِ دَ) (ق مر.) گرفته شده از عربی به معنای جداگانه.

علی رغم

(~. رَ) (ق مر.) گرفته شده از عربی به معنای برخلاف، به ناخواست.

علی هذا

(عَ لا‌ها) [ ع. ] (ق مر.) از آن رو، بنابراین.

علیا

(~.) [ ع. ] (ص تف.) مؤنث اعلی.
۱- بلندتر، بالاتر.
۲- هر جای بلند و مرتفع.

علیا

(عُ لْ) [ ع. ]
۱- (ص.) جای بلند.
۲- (اِ.) آسمان.
۳- سر کوه.

علیامخدره

(عُ مُ خَ دَّ رِ) [ ع. ] (اِ.) زن والامقام.

علیت

(عِ یَّ) [ ع. علیه ] (مص جع.) علت بودن.

علیق

(عَ لِ) [ ع. ] (اِ.) خوراک چهارپایان.

علیل

(عَ) [ ع. ] (ص.) مریض، بیمار.