ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

غلط نامه

(~. مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) فهرست غلط‌های کتاب یا رساله چاپ شده که معمولاً در آخر کتاب افزایند، جدول خطا و صواب.

غلط گیری

(~.) [ ع - فا. ] (حامص.) تصحیح نوشته یا گفته کسی.

غلظ

(غِ لَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) ستبر گردیدن.
۲- (اِمص.) ضخامت.

غلظت

(غِ ظَ) [ ع. غلظه ]
۱- (مص ل.) غلیظ شدن، ستبر گردیدن.
۲- (اِمص.) ستبری.

غلغل

(غُ غُ)
۱- حکایت صوت جوشیدن آب و شراب و جز آن، آواز جوشیدن دیگ.
۲- همهمه و فریاد.
۳- صوت پرندگان مانند بلبل.

غلغلاج

(غُ غُ) (اِ.) چیزی را به زور و قوت تمام بر هوا انداختن.

غلغله

(غُ غُ لِ) (اِ.)
۱- هیاهوی.
۲- هنگامه، آشوب. ؛ ~ء شام کنایه از: ازدحام شدید.

غلغلک

(غِ غِ لَ) (اِمر.) به خنده آوردن کسی با تحریک زیر بغل یا شکمش.

غلغلکی

(~.) (ص نسب.) کسی که در برابر غلغلک حساس باشد و زود به خنده بیفتد.

غلغونه

(غُ نِ) (اِمر.) گلگونه، سرخاب.

غلفتی

(~.) الکی، بیهوده.

غلفتی

(غِ لِ) (اِ.) پوست گوسفند یا هر حیوان دیگری که یکسره از بدن آن جدا کنند.

غلفتی زدن

(~. زَ دَ) (مص ل.) (عا.) بدل چیزی را به جای اصل آن به کسی دادن.

غلفچ

(غَ لَ) (اِ.) = غلفج:
۱- زنبور سرخ، زنبور عسل.
۲- زلو، زالو.

غلق

(غَ لَ) [ ع. ] (اِ.) کلون، چوبی که بدان در را بندند.

غلق

(غَ لِ) [ ع. ] (ص.) سخن دشوار و مشکل.

غلمان

(غِ لْ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جِ غلام.
۲- پسران خوب روی بهشتی.

غلمبه

(غُ لُ بِ) (اِ.) = غلنبه:
۱- هر چیز گرد و گلوله مانند که درشت و ناهموار باشد.
۲- جملات و عبارات مشکل و پیچیده که کسی برای اظهار فضل بیان می‌کند.

غلمه

(غُ مَ یا مِ) [ ع. غلمه ]
۱- (مص ل.) تیز شهوت شدن (زن و مرد).
۲- (اِ مص.) تیزی شهوت جماع.

غلندوش

(غَ لَ) (اِمر.) (عا.) کتف، دوش.