ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده (36)
-
اندازه متن
+
ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
یاقوت لبت درّ عدَن پرورده
همچون لب خود مدام جان میپرور
زان راح که روحیست به تن پرورده
ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
یاقوت لبت درّ عدَن پرورده
همچون لب خود مدام جان میپرور
زان راح که روحیست به تن پرورده
دوش رفتم به در میکده خوابآلوده خرقه تر دامن و سجّاده شرابآلوده
آمد افسوسکنان مغبچهٔ…
من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟ غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد
…

