ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده (36)
-
اندازه متن
+
ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
یاقوت لبت درّ عدَن پرورده
همچون لب خود مدام جان میپرور
زان راح که روحیست به تن پرورده
ای سایهٔ سنبلت سمن پرورده
یاقوت لبت درّ عدَن پرورده
همچون لب خود مدام جان میپرور
زان راح که روحیست به تن پرورده
بالابلند عشوهگر نقشباز من کوتاه کرد قصه زهد دراز من
دیدی دلا که آخر پیری…
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست تا بندهٔ تو شدهست تابنده شدهست
زان…

