ماهم که رخش روشنی خور بگرفت (8)
-
اندازه متن
+
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت
وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت
ماهم که رخش روشنی خور بگرفت
گرد خط او چشمهٔ کوثر بگرفت
دلها همه در چاه زنخدان انداخت
وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت
بر سر بازار جانبازان منادی میزنند بشنوید ای ساکنان کوی رندی بشنوید
دختر رز چند…
بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست وز عمر، مرا جز شبِ دیجور نماندست
هنگامِ…

