من بی می ناب زیستن نتوانم (132)
-
اندازه متن
+
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه اوفکندش اندر کم و کاست؟
گر نیک…
حکایت (41) چنین گویند که عبدالله طاهر یکی را از بزرگان سپاه خویش باز داشته بود، هر چند در…

