هنگام صبوح ای صنمِ فرخپی (178)
-
اندازه متن
+
هنگام صبوح ای صنمِ فرخپی
برساز ترانهای و پیشآور می
کافکند به خاک صدهزاران جم و کِی
این آمدن تیر مَه و رفتن دی
هنگام صبوح ای صنمِ فرخپی
برساز ترانهای و پیشآور می
کافکند به خاک صدهزاران جم و کِی
این آمدن تیر مَه و رفتن دی
گاویست در آسمان و نامش پروین یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت…
چون بلبل مست راه در بستان یافت روی گل و جام باده را خندان یافت
…

