آمد بر من دوش مه یغمائی (1653)
-
اندازه متن
+
آمد بر من دوش مه یغمائی
گفتم که برو امشب اینجا نائی
میرفت و همی گفت زهی سودائی
دولت بدر آمده است و در نگشائی
آمد بر من دوش مه یغمائی
گفتم که برو امشب اینجا نائی
میرفت و همی گفت زهی سودائی
دولت بدر آمده است و در نگشائی
به میان دل خیال مه دلگشا درآمد چو نه راه بود و نی در عجب از کجا درآمد
…
سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری زخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
بر دل من زن همه…

