آن دل که من آن خویش پنداشتمش (991)
-
اندازه متن
+
آن دل که من آن خویش پنداشتمش
بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش
بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو
نیکو دارش که من نکو داشتمش
آن دل که من آن خویش پنداشتمش
بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش
بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو
نیکو دارش که من نکو داشتمش
جمله گفتند ای وزیر انکار…
باز اسپیدی به کمپیری دهی او…

