احرام درش گیرد لافرمان کن (1385)
-
اندازه متن
+
احرام درش گیرد لافرمان کن
واندر عرفات نیستی جولان کن
خواهی که تو را کعبه کند استقبال
مایی و منی را به مِنیٰ قربان کن
احرام درش گیرد لافرمان کن
واندر عرفات نیستی جولان کن
خواهی که تو را کعبه کند استقبال
مایی و منی را به مِنیٰ قربان کن
ای برده اختیارم تو اختیار مایی من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی
گفتم غمت مرا…
ماهی که کمر گرد قمر میبندد غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد
چون بیندم او که من…

