از جان بشنیدهام نوای غم تو (1534)
-
اندازه متن
+
از جان بشنیدهام نوای غم تو
نی خود جانهاست ذرههای غم تو
آن صورتها که در درون میآیند
تابند چو ذره در هوای غم تو
از جان بشنیدهام نوای غم تو
نی خود جانهاست ذرههای غم تو
آن صورتها که در درون میآیند
تابند چو ذره در هوای غم تو
ز بامداد درآورد دلبرم جامی به ناشتاب چشانید خام را خامی
نه بادهاش ز عصیر و…
گهی در گیرم و گه بام گیرم چو بینم روی تو آرام گیرم
زبون خاص و…

