از جوی خوشاب دوست آبی خوردم (1126)
-
اندازه متن
+
از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم
خود را بر جوش آسیابی کردم
تا آب حیات میرود میگردم
از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم
خود را بر جوش آسیابی کردم
تا آب حیات میرود میگردم
ای دشمن عقل من وی داروی بیهوشی من خابیه تو در من چون باده همیجوشی
اول…
دلم امروز خوی یار دارد هوای روی چون گلنار دارد
که طاووس آن طرف پر میفشاند…

