امشب همه شب نشسته اندر حزنم (1152)
-
اندازه متن
+
امشب همه شب نشسته اندر حزنم
فردا بروم مناره را کارد زنم
خشم آلودست اگرچه با ماست صنم
در چاه رسیدهام ولی بیرسنم
امشب همه شب نشسته اندر حزنم
فردا بروم مناره را کارد زنم
خشم آلودست اگرچه با ماست صنم
در چاه رسیدهام ولی بیرسنم
چند نظاره جهان کردن آب را زیر که نهان کردن
رنج گوید که گنج آوردم رنج…
ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی ای تو جان جان جانم چون ز من پنهان…

