بازآی که یار بر سر پیمانست (228)
-
اندازه متن
+
بازآی که یار بر سر پیمانست
از مهر تو برنگشت صد چندانست
تو بر سر مهری که ترا یکجانست
او چون باشد که جان جان جانست
بازآی که یار بر سر پیمانست
از مهر تو برنگشت صد چندانست
تو بر سر مهری که ترا یکجانست
او چون باشد که جان جان جانست
مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد خاصه این رهزن که ما را این چنین بر…
سخن به نزد سخندان بزرگوار بود ز آسمان سخن آمد سخن نه خوار بود
سخن چو…

