باز آمدم و برابرت بنشستم (1168)
-
اندازه متن
+
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
هر پیمانی که بیتو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد رویت بستم
هر پیمانی که بیتو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
تا نلغزی که ز خون راهِ پس و پیش ترست آدمیدزد زِ زردزد کنون بیشترست
گربزانند…
اگر سزای لب تو نبود گفته من برآر سنگ گران و دهان من بشکن
چو طفل…

