با درد بساز چون دوای تو منم (1167)
-
اندازه متن
+
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
اختران را شب وصلست و نثارست و نثار چون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده و چار

