با یار به گلزار شدم رهگذری (1795)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۳
-
اندازه متن
+
با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری
در مجلس عشّاق قراری دگر است (313)
در مجلس عشّاق قراری دگر است وین بادهٔ عشق را خماری دگر است
آن علم که…
مولانا 
