جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند (628)
-
اندازه متن
+
جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
جان را ز حلاوت ازل هوش نماند
بیرنگی عشق رنگها را آمیخت
وز قالب بیرنگ فراموش نماند
جز دمدمهٔ عشق تو در گوش نماند
جان را ز حلاوت ازل هوش نماند
بیرنگی عشق رنگها را آمیخت
وز قالب بیرنگ فراموش نماند
سوی آن سلطان خوبان الرحیل سوی آن خورشید جانان الرحیل
کاروان بس گران آهنگ کرد هین…
یکی مطرب همیخواهم در این دم که نشناسد ز مستی زیر از بم
حریفی نیز خواهم…

