خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی (1848)
-
اندازه متن
+
خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی
گیرم که گناهست گناهی نکنی
دل در گل رخسار تو مینالد زار
بر آینهٔ دلم تو آهی نکنی
خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی
گیرم که گناهست گناهی نکنی
دل در گل رخسار تو مینالد زار
بر آینهٔ دلم تو آهی نکنی
هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزل عوض دیدست او حاصل به جان…
رحم بر یار کی کند هم یار آه بیمار کی شنود بیمار
اشکهای بهار مشفق کو…

