رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند (710)
-
اندازه متن
+
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون قند
کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند
رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون قند
کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند
زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید از بهر لب چون شکر خود بگزید
وان نی…
عشق اکنون مهربانی میکند جان جان امروز جانی میکند
در شعاع آفتاب معرفت ذره ذره غیب…

