زان مِی خوردم که روح پیمانهٔ اوست (343)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۲۳
-
اندازه متن
+
زان مِی خوردم که روح پیمانهٔ اوست
زان مست شدم که عقل دیوانهٔ اوست
شمعی به من آمد، آتشی در من زد
آن شمع که آفتاب پروانهٔ اوست
بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری (3055)
بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری چو ما به هر دو جهان خود کجاست دلداری
مولانا 
