زاهد بودم ترانهگویم کردی (1890)
-
اندازه متن
+
زاهد بودم ترانهگویم کردی
سر فتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
سجادهنشین با وقاری بودم
بازیچهٔ کودکان کویم کردی
زاهد بودم ترانهگویم کردی
سر فتنهٔ بزم و بادهخویم کردی
سجادهنشین با وقاری بودم
بازیچهٔ کودکان کویم کردی
چون نیستی تو محض اقرار بود هستی تو سرمایهٔ انکار بود
هرکس که ز نیستی ندارد…
چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من از آن شادی بیاید جان نهان افتد به…

