زاهد بودی ترانه گویت کردم (1246)
-
اندازه متن
+
زاهد بودی ترانه گویت کردم
خاموش بدی فسانه گویت کردم
اندر عالم نه نام بودت نه نشان
ننشاندمت و نشانه گویت کردم
زاهد بودی ترانه گویت کردم
خاموش بدی فسانه گویت کردم
اندر عالم نه نام بودت نه نشان
ننشاندمت و نشانه گویت کردم
دل معشوق سوزیده است بر من وزان سوزش جهان را سوخت خرمن
بزد آتش به جان…
هر کجا که پا نهی ای جان من بردمد لاله و بنفشه و یاسمن
پاره گل…

