ساقی زان می که میچریدند (713)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۲۸
-
اندازه متن
+
ساقی زان می که میچریدند
بفزای که یارکان رسیدند
مهمان بفزود می بیفزا
زان خنب که اولیا چشیدند
زان می که ز بوش جمله ابدال
در خلق پدید و ناپدیدند
ای ساقی خوب شکرلله
کان روی نکوت را بدیدند
ای آتش رخت سوز عشاق
در عشق تو رختها کشیدند
ای پرده فروکشیده بنگر
کز عشق چه پردهها دریدند
صد بار بگفت یار هرجا مگریز (957)
صد بار بگفت یار هرجا مگریز گر بگریزی به جز سوی ما مگریز
هر گه ز…
مولانا 
