آکادمی پلیکان

صلا ای صوفیان کامروز باری (2687)

- اندازه متن +

صلا ای صوفیان کامروز باری
سماع است و وصال و عیش آری

بکن ای موسی جان خلع نعلین
که اندر گلشن جان نیست خاری

کبوترها سراسر باز گردند
که افتاد این شکاران را شکاری

شود سرهای مستان فارغ از درد
چو سر درکرد خمر بی‌خماری

بخور که ساعتی دیگر نبینی
ز مشرق تا به مغرب هوشیاری

برآور بینی و بوی دگر جوی
که این بینی است آن بو را مهاری

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×