لیلم که نهاری نکند من چکنم (1303)
-
اندازه متن
+
لیلم که نهاری نکند من چکنم
بختم که سواری نکند من چکنم
گفتم که به دولتی جهانرا بِخرم
اقبال چو یاری نکند من چکنم
لیلم که نهاری نکند من چکنم
بختم که سواری نکند من چکنم
گفتم که به دولتی جهانرا بِخرم
اقبال چو یاری نکند من چکنم
چو از سر بگیرم بود سرور او چو من دل بجویم بود دلبر او
چو من…
مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخنخایی عجب امسال ای عاشق بدان اقبالگه آیی
برای…

