مطرب خواهم که عاشق مست بود (821)
-
اندازه متن
+
مطرب خواهم که عاشق مست بود
در کوی خرابات تو پابست بود
گر نیست بود شاه و گر هست بود
یارب بده آن کس که ازین دست بود
مطرب خواهم که عاشق مست بود
در کوی خرابات تو پابست بود
گر نیست بود شاه و گر هست بود
یارب بده آن کس که ازین دست بود
بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد
صبوح آمد…
من گرسنهام نشاط سیری دارم روباهم و نام و ننگ شیری دارم
نفسی است مرا که…

