من عادت و خوی آن صنم میدانم (1340)
-
اندازه متن
+
من عادت و خوی آن صنم میدانم
او آتش و من چو روغنم میدانم
از نور لطیف او است جان میبیند
آن دود به گرد او منم میدانم
من عادت و خوی آن صنم میدانم
او آتش و من چو روغنم میدانم
از نور لطیف او است جان میبیند
آن دود به گرد او منم میدانم
صنما تو همچو آتش قدح مدام داری به جواب هر سلامی که کنند جام داری
ز…
معشوق شرابخوار و بیسامانست خونخواره و شوخ و شنگ و نافرمانست
کفر سر جعد آن صنم…

