من محو خدایم و خدا آن منست (421)
-
اندازه متن
+
من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست
من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست
ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز آتش بزن و هرچه به جز عشق بسوز
دکان…
نرم نرمک سوی رخسارش نگر چشم بگشا چشم خمارش نگر
چون بخندد آن عقیق قیمتی صد…

