من محو خدایم و خدا آن منست (421)
-
اندازه متن
+
من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست
من محو خدایم و خدا آن منست
هر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشما
گویم که کسی هست که سلطان منست
از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما آمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما
از…
خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری خنک آن دم که برآید ز خزان باد بهاری
…

