آکادمی پلیکان

من و تو دوش شب بیدار بودیم (1530)

- اندازه متن +

من و تو دوش شب بیدار بودیم
همه خفتند و ما بر کار بودیم

حریف غمزه غماز گشتیم
به پیش طره طرار بودیم

بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم
که با عشق نهانی یار بودیم

اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد
به پیش صانع جبار بودیم

عجب نبود اگر ما را ندیدند
که ما در مخزن اسرار بودیم

بیاوردیم درها ارمغانی
که یعنی ما به دریابار بودیم

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×