چشمت صنما هزار دلدار کشد (630)
-
اندازه متن
+
چشمت صنما هزار دلدار کشد
آن غمزهی زیر او همه زار کشد
شاهان زمانه خصم بر دار کنند
آن نرگس بیدار تو بی دار کشد
چشمت صنما هزار دلدار کشد
آن غمزهی زیر او همه زار کشد
شاهان زمانه خصم بر دار کنند
آن نرگس بیدار تو بی دار کشد
جان پیش تو هر ساعت میریزد و میروید از بهر یکی جان کس چون با تو سخن گوید
…
جانی که در او دو صد جهان میدانم گوئیکه فلانست و فلان میدانم
او شاهد حضرتست…

