آکادمی پلیکان

چو مست روی توام ای حکیم فرزانه (2412)

- اندازه متن +

چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
به من نگر تو بدان چشم‌های مستانه

ز چشم مست تو پیچد دلم که دیوانه است
که جنس همدگر افتاد مست و دیوانه

دل خراب مرا بین خوشی به من بنگر
که آفتاب نظر خوش کند به ویرانه

بکن نظر که بدان یک نظر که درنگری
درخت‌های عجب سر کند ز یک دانه

دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزند
که می‌زند عجمی تیرهای ترکانه

مرا و خانه دل را چنان به یغما برد
که می‌دود حسنک پابرهنه در خانه

به باغ روی تو آییم و خانه برشکنیم
هزار خانه چو صحرا کنیم مردانه

صلاح دین تو چو ماهی و فارغی زین شرح
که فارغ است سر زلف حور از شانه

پشتیبانی
از من بپرس
×