کار به پیری و جوانیستی (3175)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۳۱
-
اندازه متن
+
کار به پیری و جوانیستی
پیر بمردی و جوان زیستی
بانگ خر نفست اگر کم شدی
دعوت عقل تو مسیحیستی
گر نبدی خندهٔ صبح کذوب
هیچ دلی زار بنگریستی
گر بت جان روی نمودی به ما
جملهٔ ذرات چو ما نیستی
گر توی تو نفسی کاستی
همچو تو اندر دو جهان کیستی؟!
گر نبدی غیرت آن آفتاب
ذره به ذره همه ساقیستی
دانه من از کاه جدا کردمی
گر کفه را هیچ تناهیستی
مار اگر آب وفا یافتی
در دل آن بحر چو ماهیستی
گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید (785)
گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید ور فاش کنم حسود در چنگ آید
پرهیز…
مولانا 
