کسی کز غمزهای صد عقل بندد (673)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
-
اندازه متن
+
کسی کز غمزهای صد عقل بندد
گر او بر ما نخندد پس که خندد
اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید
بود انصاف و انصاف آن پسندد
دلا میجوش همچون موج دریا
که گر دریا بیارامد بگندد
چو خورشیدی و از خود پاک گشتی
ز تو چنگ اجل جز غم نرندد
شکرشیرینی گفتن رها کن
ولیکن کان قندی چون نقندد
ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته (2282)
ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته سرها بریده بیعدد در رزم تو…
مولانا 
