آکادمی پلیکان

کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد (673)

- اندازه متن +

کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد
گر او بر ما نخندد پس که خندد

اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید
بود انصاف و انصاف آن پسندد

دلا می‌جوش همچون موج دریا
که گر دریا بیارامد بگندد

چو خورشیدی و از خود پاک گشتی
ز تو چنگ اجل جز غم نرندد

شکرشیرینی گفتن رها کن
ولیکن کان قندی چون نقندد

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×