گفتم چکنم گفت که ای بیچاره (1635)
-
اندازه متن
+
گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
جمله چکنم بسازم آن یکباره
ور خود چکنم زیان شوی آواره
آنجا بروی که بودهای همواره
گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
جمله چکنم بسازم آن یکباره
ور خود چکنم زیان شوی آواره
آنجا بروی که بودهای همواره
بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
بنگر…
ندارد مجلس ما بیتو نوری که مجلس بیتو باشد همچو گوری
بیایی یا بدان سومان بخوانی…

