گفت با درویش روزی یک خسی (123-6)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۲۶
-
اندازه متن
+
بخش ۱۲۳ – مثل
گفت با درویش روزی یک خسی
که ترا اینجا نمیداند کسی
گفت او گر مینداند عامیم
خویش را من نیک میدانم کیم
وای اگر بر عکس بودی درد و ریش
او بدی بینای من من کور خویش
احمقم گیر احمقم من نیکبخت
بخت بهتر از لجاج و روی سخت
این سخن بر وفق ظنت میجهد
ورنه بختم داد عقلم هم دهد
هین، خیره خیره مینگر اندر رخ صفراییم (1387)
هین، خیره خیره مینگر اندر رخ صفراییم هر کس که او مکی بود داند که من بطحاییم
مولانا 
