گفتم به فراق مدتی بگزارم (1291)
-
اندازه متن
+
گفتم به فراق مدتی بگزارم
باشد که پشیمان شود آن دلدارم
بس نوشیدم ز صبر و بس کوشیدم
نتوانستم از تو چه پنهان دارم
گفتم به فراق مدتی بگزارم
باشد که پشیمان شود آن دلدارم
بس نوشیدم ز صبر و بس کوشیدم
نتوانستم از تو چه پنهان دارم
ز اول که حدیث عاشقی بشنودم جان و دل و دیده در رهش فرسودم
گفتم که…

