نه زیبایی است که تسلایم دهد
-
اندازه متن
+
غریبم؛
در این شهر،
نه زیبایی است که تسلایم دهد
نه چهره ای آشنا
در انتظار شنیدن صدای یک قطارم
دو چشمم
دو چشمه
غریبم؛
در این شهر،
نه زیبایی است که تسلایم دهد
نه چهره ای آشنا
در انتظار شنیدن صدای یک قطارم
دو چشمم
دو چشمه
به طرف کشتی سازی که می روی دریا را خواهی دید دست و پایت را گم نکن
انگار همین لحظه از دریا بیرون آمده است لب ها و موهایش تا دم سحر بوی دریا میدادند سینهی افتان…

