نه زیبایی است که تسلایم دهد
-
اندازه متن
+
غریبم؛
در این شهر،
نه زیبایی است که تسلایم دهد
نه چهره ای آشنا
در انتظار شنیدن صدای یک قطارم
دو چشمم
دو چشمه
غریبم؛
در این شهر،
نه زیبایی است که تسلایم دهد
نه چهره ای آشنا
در انتظار شنیدن صدای یک قطارم
دو چشمم
دو چشمه
روزهایی که سودای عشق در سر داشتم عادت به نوشتن شعر نداشتم با این حال زیباترین شعرم را روزی نوشتم…
همه چیز ناگهان اتفاق افتاد ناگهان نور خورشید زمین را روشن کرد؛ ناگهان آسمان پدیدار شد؛ آبی ناگهان. همه چیز…

