نه زیبایی است که تسلایم دهد
-
اندازه متن
+
غریبم؛
در این شهر،
نه زیبایی است که تسلایم دهد
نه چهره ای آشنا
در انتظار شنیدن صدای یک قطارم
دو چشمم
دو چشمه
غریبم؛
در این شهر،
نه زیبایی است که تسلایم دهد
نه چهره ای آشنا
در انتظار شنیدن صدای یک قطارم
دو چشمم
دو چشمه
اگر گریه کنم صدایم را خواهید شنید، لا به لای مصراعهای شعرم؛ آیا میتوانید لمس کنید، اشکهایم را، با دستهایتان؟…
بعد از آن پیکهای شراب پس از آن ظرفهای میوه فراموشمان شد نغمهای با هم سر دهیم در آن غروب…

