گر دست دهد ز مغز گندم، نانی (175)
-
اندازه متن
+
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
وز مِی دو منی ز گوسفندی، رانی
با لالهرخی و گوشهٔ بستانی
عیشی بود آن، نه حد هر سلطانی
گر دست دهد ز مغز گندم، نانی
وز مِی دو منی ز گوسفندی، رانی
با لالهرخی و گوشهٔ بستانی
عیشی بود آن، نه حد هر سلطانی
من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن…
زآن پیش که بر سرت شبیخون آرند فرمای که تا بادهٔ گلگون آرند
تو زر…

