از آمدنم نبود گردون را سود (60)
-
اندازه متن
+
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
خاکی که به زیر پای هر نادانیست کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانیست
هر خشت که…
تا چند زنم به روی دریاها خشت بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
خیام! که گفت…

