از آمدنم نبود گردون را سود (60)
-
اندازه متن
+
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود
آن را که به صحرای علل تاختهاند بی او همه کارها بپرداختهاند
امروز بهانهای درانداختهاند…
ای دل غم این جهان فرسوده مخور بیهوده نهای غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت…

