از رنج کشیدن آدمی حر گردد (61)
-
اندازه متن
+
از رنج کشیدن آدمی حر گردد
قطره چو کشد حبس صدف در گردد
گر مال نماند سر بماناد به جای
پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد
از رنج کشیدن آدمی حر گردد
قطره چو کشد حبس صدف در گردد
گر مال نماند سر بماناد به جای
پیمانه چو شد تهی دگر پر گردد
چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد دل را به کم و بیش دُژَم نتوان کرد
…
رفتم که در این منزلِ بیداد بُدَن در دست نخواهد به جز از باد بُدَن
…

